مدیریت بورس در فورسماژور
در روزهای اخیر و همزمان با تشدید تنشهای منطقهای، تصمیم به توقف معاملات بازار سهام گرفته شد. هدف اصلی این تصمیم، کنترل هیجانات و جلوگیری از شکلگیری موجهای سنگین فروش عنوان شدهاست. در نگاه نخست، چنین اقدامی ممکن است بهعنوان یک سیاست احتیاطی برای جلوگیری از افت شدید قیمتها و حفظ ثبات بازار قابلدرک باشد، اما تجربه بازارهای مالی در سطح جهان نشان میدهد، تعطیلی طولانیمدت بازار سرمایه، حتی اگر با نیت حمایت از شاخصها انجام شود، میتواند تبعاتی فراتر از نوسانات کوتاهمدت قیمتی بههمراه داشتهباشد. بازار سرمایه بر پایه چند اصلاساسی شکل گرفتهاست؛ شفافیت اطلاعات، کشف قیمت و امکان نقدشوندگی داراییها. از میان این اصول، نقدشوندگی شاید مهمترین ویژگی باشد که سرمایهگذار را به حضور در بازار ترغیب میکند. سرمایهگذار زمانی منابع خود را وارد بازار سهام میکند که بداند در صورت تغییر شرایط یا بروز نیاز مالی، قادر خواهد بود دارایی خود را بهسرعت به پول نقد تبدیل کند،
بههمیندلیل است که همواره گفته میشود بزرگترین مزیت بازار سرمایه نسبت به بسیاری از بازارهای دیگر، همین قابلیت نقدشوندگی است. زمانیکه معاملات بازار برای مدت طولانی متوقف میشود، این ویژگی از بین میرود. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نه میتواند دارایی خود را بفروشد و نه امکان خرید در قیمتهای جدید را دارد؛ در واقع بازار از کارکرد اصلی خود که همان کشف قیمت بر اساس عرضه و تقاضاست فاصله میگیرد. تجربه جهانی نیز نشان میدهد، حتی در شرایط بحرانی، سیاستگذاران تلاش میکنند بازارها را باز نگه دارند و تنها در مواقع ضروری از ابزارهای موقت مانند «حالت معاملاتی» استفاده کنند؛ توقفهایی که معمولا برای مدت کوتاه و با هدف هضم اطلاعات جدید صورت میگیرد. در بورسهای بزرگ جهان، هنگام وقوع شوکهای اقتصادی یا سیاسی، معاملات ممکن است برای چند دقیقه یا چند ساعت متوقف شود تا از شکلگیری رفتارهای هیجانی جلوگیری شود. حتی در بازارهای منطقه مانند بورسهای امارات، عربستان یا قطر نیز چنین سازوکاری وجود دارد، اما نکته مهم آن است که این توقفها موقتی و کوتاهمدت هستند و پس از آن معاملات از سر گرفته میشود تا فرآیند کشف قیمت ادامه پیدا کند. به بیان دیگر، اصلبر ادامه فعالیت بازار است، نه تعطیلی آن. در مقابل، تعطیلی طولانیمدت بازار میتواند پیامدهای گستردهای برای اعتماد سرمایهگذاران داشتهباشد.
سرمایهگذار بهطور طبیعی ریسکگریز است و در شرایطی که احساس کند ممکن است در آینده نیز با چنین محدودیتهایی روبهرو شود، ترجیح میدهد منابع خود را به بازارهای دیگر منتقل کند. این موضوع تنها به شرایط فعلی محدود نمیشود، حتی پس از بازگشت ثبات نیز میتواند در ذهن سرمایهگذاران باقیبماند و بر تصمیمهای آینده آنها اثر بگذارد. اقتصاد ایران در حالحاضر با مجموعهای از ریسکهای ساختاری مواجه است. از ناترازی در حوزه انرژی گرفته تا نوسانات سیاستگذاری، محدودیتهای بینالمللی و نااطمینانیهای سیاسی. در چنین فضایی، بازار سرمایه میتواند نقشی مهم در هدایت نقدینگی به سمت تولید و فعالیتهای مولد ایفا کند، اما تحقق این هدف مستلزم آن است که سرمایهگذاران نسبت به کارکردهای اساسی بازار اطمینان داشتهباشند. اگر این اطمینان خدشهدار شود طبیعی است که جریان سرمایه به سمت بازارهایی حرکت کند که محدودیت کمتری برای خروج و ورود سرمایه دارند.
نمونهای از این رفتار را میتوان در روزهای اخیر در معاملات صندوقهای درآمد ثابت مشاهده کرد. در ابتدای دوره تنش و همزمان با افزایش نگرانیها درباره احتمال توقف کامل معاملات، خروج قابلتوجهی از سرمایه از این صندوقها ثبت شد. این واکنش را نمیتوان صرفا بهعنوان رفتار هیجانی تلقی کرد؛ در واقع بسیاری از سرمایهگذاران با توجه به افزایش سطح ریسک، ترجیح دادند نقدینگی خود را در دسترس نگه دارند. با گذشت زمان و کاهش نگرانیها از توقف کامل معاملات، روند خروج سرمایه نیز تا حدی تعدیل شد و معاملات به مسیر متعادلتری بازگشت. این تجربه نشان میدهد، سرمایهگذاران بیش از هر چیز به ثبات قواعد بازی اهمیت میدهند. اگر فعالان بازار بدانند که حتی در شرایط بحرانی نیز امکان انجام معاملات وجود دارد، واکنش آنها به شوکهای بیرونی نیز منطقیتر و قابلپیشبینیتر خواهد بود. در مقابل، زمانیکه احتمال توقف ناگهانی بازار مطرح میشود، سطح نااطمینانی افزایش مییابد و تصمیمهای سرمایهگذاری نیز محافظهکارانهتر میشود.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که جلوگیری از افت قیمتها با بستن بازار؛ در واقع بهمعنای پاککردن صورت مساله است. کاهش قیمتها در شرایط افزایش ریسک امری طبیعی است و منعکسکننده ارزیابی جدید سرمایهگذاران از شرایط اقتصادی و سیاسی است. اگر این فرآیند متوقف شود، تنها زمان بروز آن به تعویق میافتد. به بیان دیگر، قیمتها دیر یا زود خود را با واقعیتهای جدید تطبیق خواهند داد، بنابراین بهنظر میرسد راهکار منطقیتر برای مدیریت بازار در شرایط بحرانی، استفاده از ابزارهای تنظیمگرانه بهجای تعطیلی کامل بازار باشد. یکی از این ابزارها میتواند کاهش دامنهنوسان باشد. با محدودکردن دامنهنوسان، سرعت افت قیمتها کاهش مییابد و بازار فرصت بیشتری برای هضم اطلاعات جدید پیدا میکند. در کنار این ابزار، استفاده از ابزارهای مشتقه مانند اختیار فروش تبعی نیز میتواند بهعنوان یک سپر حمایتی برای سهامداران عمل کند. انتشار اختیار فروش تبعی برای سهام شرکتهای بزرگ و اثرگذار بر شاخص میتواند تا حد زیادی نگرانی سرمایهگذاران را کاهش دهد. چنین ابزاری این پیام را به بازار مخابره میکند که حتی در صورت افت قیمتها، مکانیسمی برای حمایت از سرمایهگذاران وجود دارد.
تجربه سالهای گذشته نیز نشان دادهاست که استفاده از این ابزارها میتواند در کنترل هیجانات بازار موثر باشد. در کنار این اقدامات، شفافیت در اطلاعرسانی نیز اهمیت زیادی دارد. سرمایهگذاران باید بدانند که تصمیمهای سیاستگذاران بر چه اساسی اتخاذ میشود و چه چشماندازی برای بازگشت به شرایط عادی وجود دارد. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار فعالان بازار قرار گیرد، احتمال شکلگیری شایعات و رفتارهای هیجانی نیز کاهش خواهد یافت. در نهایت باید تاکید کرد؛ بازار سرمایه بخشی از ساختار اقتصادی کشور است و کارکردهای مهمی از جمله تامین مالی بنگاهها، کشف قیمت داراییها و هدایت نقدینگی را بر عهده دارد. حفظ این کارکردها مستلزم آن است که اصول بنیادین بازار، بهویژه نقدشوندگی، تا حد امکان حفظ شود. توقف کوتاهمدت معاملات در شرایط خاص ممکن است قابلتوجیه باشد، اما تداوم آن میتواند پیامدهای بلندمدتی برای اعتماد سرمایهگذاران بههمراه داشتهباشد. در شرایطی که اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به جذب سرمایه و تقویت تولید نیاز دارد، تقویت اعتماد به بازار سرمایه اهمیت دوچندان پیدا میکند. این اعتماد نیز تنها در صورتی شکل میگیرد که فعالان اقتصادی مطمئن باشند قواعد بازی پایدار است و حتی در روزهای پرریسک نیز امکان فعالیت در بازار وجود دارد، از اینرو حرکت به سمت سیاستهایی که ضمن مدیریت هیجانات بازار، جریان معاملات را حفظ کند، میتواند گامی مهم در جهت حفظ کارآیی و اعتبار بازار سرمایه باشد.
* تحلیلگر ارشد بازارهای مالی