شکاف جنسیتی در بازار کار یکی از موضوعاتی است که همواره در میان اقتصاددانان، جامعهشناسان و روانشناسان مورد بحث بوده است. هر یک از این حوزهها تلاش کردهاند از زاویهای متفاوت به توضیح علل این پدیده بپردازند. برخی نظریهها بر نقش سازوکارهای بازار و انتخابهای فردی تاکید میکنند و معتقدند رقابت اقتصادی در بلندمدت میتواند بسیاری از تبعیضها را کاهش دهد. در مقابل، گروهی دیگر ریشههای این شکاف را در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و نهادی میبینند و بر این باورند که بدون اصلاح این ساختارها، نابرابریها بهطور خودکار از میان نخواهند رفت. افزون بر این دو، رویکردهایی نیز وجود دارند که عوامل روانشناختی، تربیتی یا حتی زیستی را در شکلگیری تفاوتهای شغلی میان زنان و مردان موثر میدانند.