آیا آمریکا توان اسکورت کشتیها در تنگه هرمز را دارد؟
علی بیگدلی، کارشناس مسائل آمریکا طی یادداشتی به تشریح امکانسنجی اسکورت کشتیها در تنگه هرمز توسط آمریکا پرداخت که به شرح زیر از نظر خواهد گذشت:
طبق اظهار نظر ترامپ، اگر تنگه هرمز همچنان ملتهب بماند ممکن است ایالات متحده در مورد منابع نفتی ما اقداماتی کند اما باید توجه شود که این تهدید برای دو طرف بسیار خطرناک است و اگر اقدام تلافیجویانهای صورت بگیرد و تنگه هرمز بسته شود، شرایط به صورت کلی سخت خواهد شد. این در حالیست که حمله به زیرساختهای غیرنظامی وضع را به شدت پیچیده و خطرناک میکند. وقتی زیرساختهای غیرنظامی وارد فهرست اهداف میشوند، جنگ دیگر قابل کنترل و در چارچوبهای سنتی نخواهد ماند و وارد فازی میشود که سرنوشتش نامشخص است. تاکنون شاید بتوان گفت جنگ تا حدی قابل کنترل بوده، اما آغاز هدفگیری منابع غیرنظامی از سوی آمریکا، وضع را از حالت مدیریتشده خارج میکند و به شدت نگرانکننده میشود.
این وضعیت در داخل کشورهای طرف درگیر نیز تبعاتی داشته است. همین سخنان و تهدیدها اختلافاتی را در کابینه و در حزب جمهوریخواه بهوجود آورده و حتی در میان مردم آمریکا نیز تفرقه ایجاد کرده است. برخی گمان نمیکردند که این مناقشه با این شدت و تاخیر وارد هفته سوم شود و روزبهروز وسعت و شدت آن افزایش یابد اما اکنون وضعیت به سمتی رفته که نگرانیها افزایش یافته است. در این میان از لحاظ لجستیکی و میدانی، قدرت آمریکا در اسکورت کردن حجم عظیمی از کشتیها محل تردید است؛ آمارهایی که مطرح شد نشان میدهد روزانه بیش از ۱۲۰ کشتی در تنگه هرمز تردد میکنند و اسکورت و حفاظت همگانی آنها کاری پیچیده و هزینهبر است.
ترامپ خواسته که کشورهای متکی به این منطقه نیز مشارکت کنند تا ائتلافی منطقهای یا بینالمللی علیه ایران شکل گیرد اما آمریکا به تنهایی نمیتواند تمام بار این عملیات را به دوش بکشد و از همین رو به دنبال همراه کردن دیگر کشورها است. از طرف دیگر، بالا رفتن قیمت نفت اگر بیش از این رخ دهد، برای کشورهای اروپایی هم تبعات سنگینی خواهد داشت و آنها را به مشارکت در راهکارها یا ائتلافهایی که آمریکا پیشنهاد میدهد حساس میکند.
برخی نیز پیشبینی کردهاند که بازیگران بزرگتری مانند چین ممکن است وارد ماجرا شوند، هرچند ورود مستقیم چین بعید به نظر میرسد؛ اما اگر بحران علیه ایران به بحران بینالمللی تبدیل شود، ممکن است دامنه تنشها فراتر رود. در چنین سناریویی تبعات انسانی، اقتصادی و سیاسی برای همه طرفها سنگین خواهد بود و آیندهای روشن برای ادامه این وضعیت دشوار بهنظر نمیرسد. بنابراین رسیدن به مرحلهای که زیرساختهای غیرنظامی هدف قرار گیرند، نقطه عطفی است که جنگ را از حالت کنترلشده خارج میکند و هر گونه تداوم در این مسیر میتواند بحرانهای اقتصادی و اجتماعی شدیدی به بار بیاورد.
در عین حال، اختلافات سیاسی داخلی در آمریکا و پیچیدگیهای لجستیکی و بینالمللی نشان میدهد که هیچکس از بروز تشدید منطقهای یا بینالمللی مطمئن نیست؛ آینده نامعلوم و نیاز به احتیاط و دیپلماسی بیشتر از همیشه احساس میشود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.