ترامپ در تنگنای جنگ پرهزینه

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ جنگ میان آمریکا و ایران، فراتر از میدان‌های نظامی، به‌تدریج به عرصه‌ای تعیین‌کننده برای سیاست داخلی ایالات متحده تبدیل شده است. در حالی که کاخ سفید تلاش می‌کند فضای عمومی را آرام نشان دهد، نشانه‌هایی از فشار فزاینده بر دولت دیده می‌شود؛ فشاری که هم از اقتصاد و هم از افکار عمومی نشأت می‌گیرد.

دونالد ترامپ مدعی است که بخش عمده توان نظامی ایران از میان رفته، اما همان ظرفیت باقی‌مانده نیز کافی بوده تا با اختلال در عرضه جهانی نفت، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از جریان آن را تحت تاثیر قرار دهد. این وضعیت، به افزایش قیمت انرژی در سطح جهانی انجامیده و مستقیما بر زندگی روزمره شهروندان آمریکایی اثر گذاشته است. همزمان، این درگیری با استقبال محدودی در افکار عمومی آمریکا روبه‌رو شده و در کنار فشارهای اقتصادی، چشم‌انداز انتخابات میان‌دوره‌ای را برای جمهوری‌خواهان پیچیده‌تر کرده است.

از نگاه «اکونومیست»، یکی از مهم‌ترین چالش‌های دولت، نه صرفا انتقادات رسانه‌ای بلکه واقعیت‌های ملموس اقتصادی است؛ به‌ویژه قیمت سوخت که هر روز در پمپ‌بنزین‌ها به شهروندان یادآوری می‌شود. افزایش قیمت بنزین، به‌ویژه در ایالت‌هایی که مالیات سوخت پایین‌تری دارند، فشار بیشتری بر مصرف‌کنندگان وارد کرده و این ایالت‌ها اغلب همان مناطقی هستند که در انتخابات اخیر از ترامپ حمایت کرده‌اند.

تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که افزایش قیمت انرژی می‌تواند پیامدهای سیاسی جدی داشته باشد. در مواردی مانند دوران ریاست‌جمهوری جرالد فورد، جیمی کارتر و جورج بوش پدر، جهش قیمت نفت با شکست انتخاباتی همراه شده است. اکنون نیز این نگرانی وجود دارد که روند مشابهی در حال تکرار باشد.

ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود از ورود به جنگ‌های جدید پرهیز کند و قیمت‌ها را به‌سرعت کاهش دهد. اما تحولات اخیر، این وعده‌ها را با چالش مواجه کرده است. در حالی که حمایت جمهوری‌خواهان از جنگ همچنان بالاست، شدت این حمایت کاهش یافته و در میان مستقل‌ها و دموکرات‌ها نیز مخالفت قابل‌توجهی دیده می‌شود. همچنین گروه‌هایی مانند جوانان و لاتین‌تبارها که در انتخابات ۲۰۲۴ نقش مهمی در پیروزی ترامپ داشتند، به‌دلیل سهم بالاتر هزینه سوخت در سبد مصرفی‌شان، بیش از دیگران تحت فشار قرار گرفته‌اند.

در سطح اجتماعی، بازتاب این تحولات به‌وضوح دیده می‌شود. در کسب‌وکارهای کوچک و مناطق روستایی، افزایش قیمت سوخت و انرژی هزینه‌ها را بالا برده است. از شرکت‌های ساختمانی تا مزارع کشاورزی، بسیاری از فعالان اقتصادی نگران افزایش هزینه نهاده‌هایی مانند سوخت و کود هستند. این فشارها، به نارضایتی گسترده‌تری در میان رأی‌دهندگان منجر شده است.

در حوزه سیاسی، دموکرات‌ها امیدوارند از این شرایط بهره ببرند. افزایش مشارکت در انتخابات مقدماتی و تمرکز بر موضوع هزینه‌های زندگی، نشانه‌هایی از بسیج این جریان است. در مقابل، برخی جمهوری‌خواهان نیز نسبت به چشم‌انداز پیش‌رو محتاط‌تر شده‌اند، هرچند همچنان بخشی از پایگاه رأی‌دهندگان از رویکرد سخت‌گیرانه حمایت می‌کند.

با این حال، ارزیابی‌ها درباره آینده جنگ یکدست نیست. برخی تحلیلگران نزدیک به دولت معتقدند که این درگیری می‌تواند کوتاه‌مدت باشد و در صورت تضعیف ساختارهای نظامی ایران، به تغییرات سیاسی در داخل این کشور منجر شود. از این منظر، اگر قیمت نفت پیش از فصل اوج مصرف کاهش یابد، تبعات سیاسی جنگ برای دولت آمریکا نیز محدودتر خواهد بود.

در مقابل، دیدگاه‌های محتاطانه‌تری نیز وجود دارد. منتقدان معتقدند که دولت آمریکا نتوانسته افکار عمومی را به‌خوبی نسبت به اهداف و پیامدهای جنگ اقناع کند و برخی ریسک‌های قابل پیش‌بینی نیز نادیده گرفته شده‌اند. همچنین، تداوم توانایی ایران در استفاده از ابزارهایی مانند پهپادها و تهدید مسیرهای انرژی، می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی را افزایش دهد.

از سوی دیگر، این جنگ ابعاد ژئوپلیتیک گسترده‌تری نیز دارد. افزایش قیمت نفت در کوتاه‌مدت می‌تواند به نفع برخی بازیگران مانند روسیه باشد، در حالی که در بلندمدت ممکن است به بازتعریف توازن قدرت بین‌المللی منجر شود. همچنین روابط آمریکا با متحدانش نیز تحت تأثیر قرار گرفته است؛ به‌ویژه در شرایطی که برخی متحدان نسبت به نحوه تصمیم‌گیری واشنگتن و درخواست‌های بعدی آن، رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده‌اند.

جنگ با ایران به یکی از متغیرهای کلیدی در تعیین مسیر اقتصاد و سیاست آمریکا تبدیل شده است. اگرچه هنوز نمی‌توان با قطعیت درباره نتایج نهایی آن قضاوت کرد، اما روشن است که تداوم درگیری و سطح قیمت انرژی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به رفتار رأی‌دهندگان و آینده سیاسی دولت آمریکا خواهد داشت.