یک روانشناس راه مواجهه والدین با ترس فرزندان را تشریح کرد
تکنیک رفع اضطراب کودکان
آرزو دیداری، روانشناس و فعال مدنی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» در اینباره توضیح میدهد. به گفته این روانشناس ضمن بیان حقیقت به کودکان، باید به آنها این اطمینانخاطر را داد که در کنار والدین، در امنیت خواهند بود. آرزو دیداری درباره نحوه مواجهه والدین با اضطراب و ترس کودکان در شرایط بحرانی میگوید: یکی از مهمترین مسائلی که خانوادهها باید به آن توجه کنند، نوع صحبتها و اخباری است که در حضور کودکان مطرح میشود. کودکان حتی زمانیکه والدین بهطور مستقیم با آنها درباره بحرانها صحبت نمیکنند، بازهم احساسات و اضطراب اطرافیان را دریافت میکنند. آنها بهشدت نسبت به حالات هیجانی والدین حساساند و این اضطراب را درونی میکنند؛ اضطرابی که ممکن است بعدها در خواب، بازی یا رفتارهای روزمرهشان بروز پیدا کند و حتی به شکل افسردگی یا نگرانیهای عمیقتر ظاهر شود.
دیداری توضیح میدهد که بسیاری از والدین تصور میکنند اگر درباره اتفاقات نگرانکننده جلوی کودکان صحبت نکنند، فرزندانشان متوجه شرایط نخواهند شد، درحالیکه کودکان به شکلهای مختلف فضای احساسی خانه را درک میکنند. او میافزاید: لازم است پدر و مادرها به این نکته توجه کنند که هنگام گفتوگوهای تلفنی، صحبتهای خانوادگی یا بحثهای مرتبط با اخبار، حواسشان باشد که کودکان در آن فضا حضور نداشته باشند یا دستکم در معرض گفتوگوهای پرتنش قرار نگیرند.
به گفته این روانشناس در عینحال پنهانکردن کامل واقعیت نیز روش مناسبی نیست. او میگوید: کودکان در شرایطی مانند جنگ یا حمله، صداهای انفجار، اضطراب اطرافیان و تغییرات محیطی را تجربه میکنند و به همیندلیل متوجه میشوند که اتفاقی غیرعادی در حال رخدادن است. در چنین شرایطی بهتر است والدین با زبانی ساده، کوتاه و بدون توضیحات پیچیده به کودک بگویند که چه اتفاقی افتاده است. مهمترین پیام باید این باشد که «ما در کنار تو هستیم و تا وقتی با ما هستی، در امنیت قرار داری.» همین جمله ساده میتواند به کودک احساس حمایت و آرامش بدهد. او همچنین به واکنش مناسب والدین در لحظههای ترس شدید اشاره میکند و میافزاید: ممکن است هنگام شنیدن صدای انفجار هم کودک و هم والدین دچار ترس شوند. در این لحظه مهمترین اقدام این است که کودک را در آغوش بگیرند، او را نوازش کنند و به او کمک کنند که آرامتر نفس بکشد. استفاده از تکنیکهای تنفسی ساده، مانند تنفس دیافراگمی یا تنفس شکمی، میتواند در کاهش اضطراب بسیار موثر باشد. در این نوع تنفس، فرد با تمرکز بر دم و بازدم عمیق، به بدن خود کمک میکند تا از حالت اضطراب شدید خارج شود.
دیداری تاکید میکند؛ تماس بدنی، در آغوش گرفتن و تکرار جملههایی مانند «تو در کنار ما امن هستی» نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت برای کودک دارد. او میگوید: این تماس عاطفی باید ادامه پیدا کند و همراه با تکنیکهای آرامسازی باشد. یکی از روشهایی که در چنین شرایطی برای کودکان بسیار موثر است، تکنیک «۵، ۴، ۳، ۲، ۱» است که به کودک کمک میکند توجه خود را از اضطراب شدید به محیط اطراف برگرداند.
او اضافه میکند: اجرای این تکنیک زمانی مناسب است که شرایط کمی آرامتر شده باشد، زیرا در لحظه اوج اضطراب ممکن است کودک نتواند تمرکز لازم را داشتهباشد. در این روش از کودک خواسته میشود پنج چیزی را که در اطراف خود میبیند نام ببرد. سپس چهار صدایی را که میشنود بیان کند. در مرحله بعد، سه چیزی را که میتواند لمس کند یا حس کند نام ببرد، پس از آن از او خواسته میشود دو بو را که احساس میکند توصیف کند؛ این بو میتواند بوی غذا، لباس، عطر یا حتی بوی دود باشد. در نهایت کودک یک طعم یا مزه را که حس میکند بیان میکند. حتی میتوان در پایان با هم یک دم و بازدم عمیق انجام داد. این تمرین ساده باعث میشود ذهن کودک از حالت اضطراب شدید خارج شود و دوباره به لحظه اکنون بازگردد.
به گفته این روانشناس، یکی از اشتباهات رایج برخی والدین این است که برای آرامکردن کودک، ترس او را نادیده میگیرند و میگویند «چیزی نیست»، «این فقط یک بازی است» یا «نگران نباش»، او میافزاید: چنین واکنشهایی میتواند باعث شود کودک احساسات واقعی خود را سرکوب کند. کودک باید فرصت داشتهباشد درباره احساسش صحبت کند و بگوید که میترسد یا نگران است. اگر این امکان از او گرفته شود، ترس درونی میشود و ممکن است بعدها به شکلهای دیگری بروز پیدا کند.
دیداری با تاکید دوباره بر اینکه والدین باید به کودکان اجازه دهند احساساتشان را بیان کنند، ادامه میدهد: حتی اگر والدین بخواهند با شوخی یا فعالیتهایی مانند رقصیدن فضا را شادتر کنند، نباید فراموش کنند که کودک هنوز ممکن است در درون خود احساس ترس داشتهباشد، بنابراین بهتر است در زمانهای آرامتر، والدین با فرزندشان درباره احساساتشان صحبت کنند. در پایان این گفتوگوها نیز باید بر این نکته تاکید شود که «ما در کنار هم هستیم، از تو مراقبت میکنیم و با هم از این روزها عبور خواهیم کرد.»
او در ادامه به نقش والدین در مدیریت اضطراب خودشان اشاره میکند. به گفته او، والدین برای اینکه بتوانند کودک را آرام کنند، ابتدا باید تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنند. البته باید پذیرفت که در شرایط بحرانی، همه افراد از جمله بزرگسالان درگیر اضطراب و نگرانی هستند، بنابراین نمیتوان از افراد انتظار داشت که کاملا آرام باشند یا احساسات خود را نادیده بگیرند. این روانشناس اضافه میکند: با اینحال، برخی تکنیکهای ساده میتواند به والدین کمک کند تا در لحظههای بحرانی بهتر با اضطراب خود کنار بیایند. یکی از این روشها همان تنفس دیافراگمی است که میتواند به کاهش تنش کمک کند. علاوهبر این، نوشتن احساسات نیز روش موثری برای تخلیه هیجانی است.
پیشنهاد دیداری این است که افراد پس از پایان یک موقعیت استرسزا، اگر امکانش را دارند، تمام احساساتی را که تجربه کردهاند روی کاغذ بنویسند؛ بدون آنکه نگران درست یا غلطبودن جملات، ساختار نوشتار یا انتخاب واژهها باشند. او میگوید: پس از نوشتن نیز میتوانند کاغذ را پاره کنند یا دور بیندازند. همین فرآیند ساده به فرد کمک میکند تا بخشی از فشار روانی خود را تخلیه کند و احساس بهتری پیدا کند.
او همچنین بر اهمیت حفظ برخی از عادتهای روزمره در شرایط بحرانی تاکید میکند و میافزاید: طبیعی است که در زمان جنگ یا بحران، بسیاری از فعالیتهای عادی زندگی مختل شود و افراد نتوانند مانند گذشته برنامهریزی کنند یا به هر جاییکه میخواهند بروند، با اینحال اگر افراد تمام فعالیتهای روزمره خود را کنار بگذارند و فقط به دنبالکردن اخبار بپردازند، اضطراب آنها بیشتر خواهدشد.
دیداری میگوید: نیاز نیست که افراد وانمود کنند همهچیز مثل گذشته عادی است، اما بهتر است تا جاییکه ممکن است برخی از فعالیتهای معمول زندگی را ادامه دهند. برای مثال اگر امکان پیادهروی وجود ندارد، شاید بتوان فعالیتهای دیگری مانند آشپزی، مطالعه یا رسیدگی بهکارهای خانه را انجام داد. قطع کامل این فعالیتها و محدودشدن زندگی به پیگیری مداوم اخبار، نهتنها کمکی به مدیریت بحران نمیکند بلکه میتواند فشار روانی را افزایش دهد.
او در عینحال تاکید میکند؛ پیگیری اخبار بهطور کامل نباید حذف شود، اما باید مدیریتشده باشد. دیداری اضافه میکند: افراد میتوانند در زمانهای مشخصی از روز اخبار را دنبال کنند تا از وضعیت آگاه باشند، اما نباید تمام وقت خود را صرف این کار کنند. حفظ روتینهای ساده روزانه به مغز این پیام را میدهد که زندگی همچنان جریان دارد و این مساله به افزایش تابآوری کمک میکند.
از نظر دیداری، یکی دیگر از راههایی که میتواند به افراد کمک کند تا در شرایط بحران کمتر از حالت تابآوری خارج شوند، تعریف «معنای روزانه» برای زندگی است. او توضیح میدهد: در شرایطی که ترس و نااطمینانی دائما وجود دارد، افراد ممکن است بارها از وضعیت تعادل روانی خارج شوند. در چنین وضعیتی، داشتن یک هدف یا معنای کوچک برای هر روز میتواند به بازگشت به تعادل کمک کند.
منظور از معنای روزانه به گفته این روانشناس انجام کارهای بزرگ یا غیرمعمول نیست. او میگوید: این معنا میتواند بسیار ساده باشد؛ برای مثال فرد تصمیم بگیرد امروز با یکی از نزدیکان خود تماس بگیرد، کمدش را مرتب کند، کتابی بخواند یا با خانواده فیلمی را تماشا کند. مهم این است که فرد کاری را انتخاب کند که در توان او باشد و با شرایط روحی و جسمی آن روزش هماهنگ باشد.
دیداری میگوید: در شرایط بحرانی، فکرکردن مداوم به آینده، اینکه فردا چه خواهدشد یا هفته بعد چه اتفاقی میافتد، میتواند اضطراب را افزایش دهد. در مقابل، تمرکز بر امروز و تعریف یک معنای کوچک برای همان روز کمک میکند فرد احساس کنترل بیشتری بر زندگی خود داشتهباشد. به اینترتیب، با ایجاد روتینهای ساده و معناهای روزانه، افراد میتوانند راحتتر با شرایط دشوار سازگار شوند و بحران را بهتر مدیریت کنند.