جهش قیمت نفت و گاز واردکنندگان انرژی را زیر فشار گذاشته است
برندگان و بازندگان حمله آمریکا
مصرفکنندگان آمریکایی این روزها با افزایش قیمت بنزین روبهرو هستند. برخلاف اروپا، آمریکا صادرکننده خالص انرژی است و تولید داخلی انرژی تا حدی فشار را کاهش میدهد. تحلیلگران میگویند حمله دونالد ترامپ به ایران، اقتصادهای اروپایی و آسیایی را بیشتر تحتتاثیر قرار میدهد تا خود آمریکا. خانوارهای آمریکایی مجبورند برای بنزین بیشتر پول بدهند؛ اما تولید داخلی انرژی تا حدی اثرات این بحران را کاهش میدهد. به گزارش فایننشالتایمز، کشورهایی که برای تامین انرژی به واردات وابستهاند، بیشترین فشار را تجربه میکنند. قیمت گاز طبیعی در اروپا و آسیا نوسان زیادی دارد و از قبل هم افزایش یافته است. این سوخت نقش حیاتی در بازار انرژی این کشورها دارد و هر اختلالی میتواند به سرعت تورم را بالا ببرد.
جیمز نایتلی، تحلیلگر بانک ING، میگوید: «آمریکا تا حدی در امان است، اما از افزایش قیمتها مصون نیست.» دلیلش این است که آمریکا با قطعی عرضه کالاهای کلیدی که در دیگر کشورها رخ میدهد، مواجه نمیشود. دیوید آیکمن، رئیس موسسه ملی تحقیقات اقتصادی و اجتماعی در بریتانیا، میگوید: «همه کشورها تحت فشار خواهند بود، چون هزینه تولید یک عامل کلیدی افزایش یافته است.» او تاکید میکند که این فشار در کشورهای مختلف یکسان نیست. قیمت نفت برنت هفته گذشته پس از شروع جنگ تقریبا ۳۰ درصد جهش کرد و قیمت گاز در اروپا حدود دو سوم افزایش یافت. نگرانیها از اختلال طولانیمدت در تنگه هرمز و کاهش تولید در خاورمیانه باعث این رشد شده است.
اگر افزایش قیمتها ادامه یابد، تورم بالا میرود، قدرت خرید خانوار کاهش پیدا میکند و رشد اقتصادی آسیب میبیند. برای مثال، یک خانواده معمولی در بریتانیا که هفتهای ۵۰پوند برای بنزین خرج میکرد، حالا ممکن است بیش از ۷۰پوند پرداخت کند. بانکهای مرکزی ممکن است نرخ بهره را ثابت نگه دارند یا حتی سیاستهای انقباضی اعمال کنند. دولتها هم اگر بخواهند در بازار انرژی دخالت کنند تا فشار روی مردم کمتر شود، با هزینههای اضافی مواجه میشوند. کیان وانگ، اقتصاددان ارشد ونگارد، میگوید: «تغییرات قیمت انرژی یک ابزار قوی برای توزیع درآمد بین کشورهاست.» صادرکنندگان نفت سود بیشتری میبرند، اما مصرفکنندگان سریعتر هزینهها را کاهش میدهند و بازارهای مالی تحتتاثیر قرار میگیرند. این یعنی تقاضای جهانی کاهش مییابد و اقتصادهای وابسته به واردات انرژی آسیب بیشتری میبینند.
کدام کشورها بیشترین آسیب را میبینند؟
افزایش قیمت گاز از رشد قیمت نفت فراتر رفته است. این موضوع برای کشورهایی مثل ایتالیا، آلمان و بریتانیا که شدیدا به واردات گاز وابستهاند، پرهزینه است. تحلیل آکسفورد اکونومیکس نشان میدهد که بیشترین اثر بر ایتالیا خواهد بود. تورم سهماهه چهارم امسال ممکن است بیش از یکدرصد نسبت به پیشبینی قبلی افزایش یابد. کل منطقه یورو و بریتانیا هم تورم بالاتری را تجربه خواهند کرد، درحالیکه تورم آمریکا تنها ۰.۲درصد افزایش مییابد و کانادا کمترین اثر را دارد. چین، هند و کرهجنوبی هم بهدلیل واردات نفت و گاز از خلیجفارس آسیبپذیرند. چین حدود ۷۰ تا ۷۵درصد نفت خود را وارد میکند و بخش بزرگی از آن از طریق تنگه هرمز میآید. با این حال، چین میتواند به ذخایر نفتی خود متکی باشد، صادرات را محدود کند و حتی به نفت روسیه روی بیاورد. دولت چین میتواند مداخله کند تا افزایش قیمت نفت خام به قیمت بنزین مردم منتقل نشود. کمی تورم بالاتر هم ممکن است با توجه به فشارهای کاهش قیمت اخیر در اقتصاد کشور، مشکلی ایجاد نکند.
کشورهایی مثل نروژ و کانادا از افزایش قیمت انرژی بهره میبرند و در عین حال با تهدیدهایی که کشورهای خاورمیانهای مانند قطر با آن مواجه هستند، روبهرو نمیشوند. این کشورها با قیمتهای بالاتر نفت و گاز درآمد بیشتری دارند و میتوانند در پروژههای زیرساختی و اجتماعی سرمایهگذاری کنند، بدون آنکه مردمشان فشار زیادی را احساس کنند. انقلاب نفت شیل، آمریکا را به بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان تبدیل کرده است. بنابراین تولیدکنندگان آمریکایی از افزایش قیمتها سود میبرند، بهویژه اگر جنگ طولانی شود و قیمتها بالا بماند.
تولید بالای آمریکا تا حدی مصرفکنندگان را محافظت میکند، بهویژه در گاز طبیعی که بازار جهانی پراکنده است. قیمت گاز در اروپا و آسیا هفته گذشته بالا رفت، اما آمریکا تنها افزایش کمی داشت. در بازار نفت اما اوضاع متفاوت است. مصرفکنندگان آمریکایی با افزایش قیمت بنزین مواجه هستند. نفت وست تگزاس اینترمدیت بیشترین رشد هفتگی از سال ۱۹۸۳ تاکنون را ثبت کرد و قیمت بنزین به ۳.۳۲دلار در هر گالن رسید؛ بالاترین سطح از سال۲۰۲۴. اگر جنگ ادامه یابد، تحلیلگران هشدار میدهند قیمت نفت میتواند از مرزهای قبلی هم عبور کند و فشار بر خانوارهای آمریکایی بیشتر شود؛ بهویژه کسانی که سفرهای روزانه طولانی دارند یا شغلشان نیازمند مصرف زیاد خودرو است.
بانکهای مرکزی چه میکنند؟
بانکهای مرکزی معمولا میتوانند افزایش موقت قیمت انرژی را نادیده بگیرند، چون اثر آن کوتاهمدت است و با کاهش تقاضا، تورم کنترل میشود. اما تجربه اخیر نشان میدهد انتظارات تورمی خانوارها بالا رفته است. کارگران دستمزد بیشتری میخواهند و شرکتها استراتژی قیمتگذاری خود را تغییر دادهاند. مایکل ساندرز از آکسفورد اکونومیکس میگوید: «اگر شوک انرژی رخ دهد، بانکهای مرکزی باید آماده باشند با سیاستهای سختگیرانهتر و کنترل تورم مقابله کنند.»
در بازارهای مالی هم اثرات دیده میشود؛ سرمایهگذاران در اروپا و آمریکا محتاطتر عمل کردهاند و پیشبینی کاهش نرخ بهره محدودتر شده است. کریشنا گوها، اقتصاددان در شرکت تحلیل و مشاوره اقتصادی Evercore ISI، میگوید: «فدرالرزرو زمان دارد تا وضعیت ایران را بررسی کند و از این فرصت به نفع خود استفاده کند.» جنگ ایران نه تنها قیمت نفت و گاز را بالا برده، بلکه تورم و قدرت خرید مردم در سراسر جهان را تحت فشار قرار داده است.
اروپا و آسیا بیشترین آسیب را میبینند، چین و هند آسیبپذیرند و آمریکا به لطف تولید داخلی انرژی تا حدی در امان است؛ اما خانوارها باز هم فشار افزایش قیمت بنزین را حس میکنند. در این میان، صادرکنندگان بزرگ انرژی سود میبرند و بانکهای مرکزی با چالش کنترل تورم روبهرو هستند. همه چیز نشان میدهد که این بحران اقتصادی کوتاهمدت نخواهد بود و سیاستگذاران باید تصمیمات هوشمندانهای بگیرند تا فشار بر مردم و بازارها کاهش یابد.