واکنش‌های جهانی به کشتار میناب

کامران برادران:  صبح 28 فوریه، مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب هرمزگان، هدف حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفت؛ حمله‌ای که این محل آموزش و تربیت را به گرانیگاه شکافی انسانی بدل کرد. در حمله روز ۹اسفند به شهر میناب در جنوب ایران، ۱۶۸ نفر، از جمله حدود ۱۱۰کودک، شهید شدند. همچنین این حمله قساوت‌بار 96زخمی نیز بر جای گذاشت. این نوشتار تلاشی است برای واکاوی این کشتار، در بستر مفاهیم زیست‌قدرت، خشونت و هژمونی.

هدف قرار گرفتن مدرسه با موشک تاماهاک

بررسی‌های مستقل رسانه‌ها از جمله نیویورک‌تایمز با استناد به تصاویر ماهواره‌ای و ویدئوهای تایید شده، نشان می‌دهد این مدرسه با یک موشک «تاماهاک» که در این جنگ تنها توسط ارتش آمریکا استفاده می‌شود، همزمان با حمله به پایگاه دریایی مجاور متعلق به سپاه پاسداران، هدف قرار گرفته است. روزنامه گاردین نیز در تحقیقی مفصل گزارش داد که مجموعه‌ای از شواهد فنی و میدانی نشان می‌دهد، حمله احتمالا توسط ایالات متحده انجام شده است. در این گزارش آمده که ویدئوهای منتشرشده از محل انفجار، تصاویر ماهواره‌ای و قطعاتی که گفته می‌شود از محل حادثه به دست آمده‌اند، با استفاده از یک موشک کروز تاماهاک همخوانی دارد. به نوشته گاردین، کارشناسان تسلیحاتی معتقدند که این نوع موشک عمدتا در اختیار نیروی دریایی آمریکاست و اسرائیل به طور شناخته‌شده چنین سلاحی در اختیار ندارد.

از سوی دیگر، سی‌بی‌اس و سایر رسانه‌های آمریکایی نیز گزارش داده‌اند که ارزیابی اولیه مقام‌های آمریکایی از این حادثه نشان می‌دهد که ایالات متحده «احتمالا» مسوول این حمله بوده است. یک منبع مطلع که در مورد ارزیابی اولیه حمله به مدرسه ابتدایی میناب با سی‌بی‌اس صحبت کرده است، گفت که این حمله ممکن است به این دلیل باشد که اطلاعات مورد استفاده ایالات متحده قدیمی بوده و به اشتباه منطقه را هنوز یک سایت نظامی معرفی کرده است.

درحالی‌که برخی کارشناسان تلاش داشتند این حمله را در چارچوب تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل و هدف قرار گرفتن سایت‌های نظامی توجیه کنند، تحقیقات سازمان دیده‌بان حقوق بشر تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. به گزارش این سازمان، ساختمان مدرسه سال‌ها پیش با یک دیوار از مجموعه نظامی جدا شده و ورودی مستقلی به خیابان داشته است. همچنین تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که این ساختمان نشانه‌های واضح یک مرکز آموزشی فعال را داشته است، از جمله زمین بازی و نقاشی‌های رنگی روی دیوارها. در این رابطه، بیل فن اسولد، معاون بخش حقوق کودک در دیده‌بان حقوق بشر به دویچه وله گفت: «تحقیقات ما نشان می‌دهد این مدرسه سال‌ها پیش از بخش نظامی جدا شده بود، اما درست مانند دیگر ساختمان‌های آن مجموعه هدف قرار گرفت. ما نتوانستیم مشخص کنیم آیا ساختمان‌های دیگر برای اهداف نظامی استفاده می‌شده‌اند یا نه، اما هیچ مدرکی پیدا نکردیم که نشان دهد خود مدرسه استفاده نظامی داشته است.»

این در حالی است که خبرگزاری رویترز روز پنج‌شنبه با استناد به منابع آگاه گزارش داد استفاده نیروهای آمریکایی از اطلاعات هدف‌یابی قدیمی و منسوخ، منجر به فاجعه حمله به این مدرسه دخترانه در ایران و کشته شدن ده‌ها کودک شده است. به‌نوشته رویترز، حمله به مدرسه میناب یکی از بدترین موارد تلفات غیرنظامیان در دهه‌های اخیر در جنگ‌های انجام‌شده به‌رهبری آمریکا به‌شمار می‌رود. خبرگزاری رویترز به‌نقل از دو منبع مطلع گزارش داد که تحقیقات داخلی در وزارت دفاع آمریکا نشان می‌دهد که نیروهای این کشور به‌احتمال قوی مسوول حمله به مدرسه دخترانه در میناب هستند.

واکنش کاخ سفید

در آمریکا روایت‌های متفاوتی درباره این حمله مطرح شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور ابتدا بدون ارائه مدرک مدعی شد که به نظر او، ایران خود مسوول این حمله بوده است. از سوی دیگر، وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که این حادثه همچنان در دست بررسی است. سخنگوی کاخ سفید نیز در این رابطه عنوان کرد که وزارت دفاع آمریکا در حال بررسی این موضوع است؛ اما در عین حال مدعی شد که ایالات متحده غیرنظامیان را هدف قرار نمی‌دهد.

در تاریخ 10فوریه، ترامپ تا حدی موضع خود در قبال کشتار کودکان میناب را تغییر داد. در جریان نشستی خبری، خبرنگار نیویورک‌تایمز ادعای رئیس کاخ سفید مبنی بر دخالت ایران در انفجار مدرسه دخترانه میناب را به چالش کشید. او خطاب به ترامپ گفت: «شما به شکلی ادعا می‌کنید که ایران در نخستین روز جنگ، به نوعی به یک موشک تاماهاک دست یافته و مدرسه ابتدایی خودش را بمباران کرده است. اما شما تنها کسی در دولت خود هستید که چنین حرفی می‌زنید؛ حتی وزیر دفاع شما هم حاضر به تایید این ادعا نشد. چرا شما تنها کسی هستید که چنین روایتی را مطرح می‌کنید؟» ترامپ نیز به خبرنگار چنین پاسخ داد: «چون به اندازه کافی در موردش نمی‌دانم. فکر می‌کنم چیزی است که به من گفته شده در حال بررسی است، اما تاماهاک‌ها توسط دیگران هم استفاده می‌شوند، همان‌طور که می‌دانید، چندین کشور دیگر تاماهاک دارند.» 

محکومیت گسترده جهانی

در آخرین واکنش‌ها به تراژدی میناب، گروهی از سناتورهای ارشد حزب دموکرات آمریکا با انتشار بیانیه‌ای مشترک، خواستار پاسخگویی شفاف پنتاگون و انجام تحقیقاتی بی‌طرفانه درباره این حمله شدند. گروهی از سناتورهای آمریکایی از جمله برایان شاتز، پتی موری، جک رید و مارک وارنر ضمن ابراز انزجار از این واقعه، تاکید کردند که کشتار دانش‌آموزان تحت هر شرایطی وحشتناک و غیرقابل قبول است. این سناتورها همچنین پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا را بابت سخنانش مبنی بر نادیده گرفتن «قوانین احمقانه درگیری» به شدت مورد انتقاد قرار دادند. آنها از پنتاگون خواستند تا تضمین کند تحقیقات درباره این حمله کاملا شفاف و بی‌طرفانه باشد و مشخص شود که آیا تصمیم‌های سیاسی و تغییر قواعد جنگی توسط دولت ترامپ، زمینه‌ساز این فاجعه انسانی شده است یا خیر. این گروه از دموکرات‌ها تاکید کردند که دولت موظف است پاسخ‌های روشن و دقیقی به افکار عمومی آمریکا و کنگره ارائه دهد.

به تاریخ 12 اسفند، سخنگوی سازمان ملل متحد نیز اعلام کرد که این نهاد خواستار پاسخگویی در قبال حمله مرگبار به مدرسه دخترانه در شهر میناب ایران است. از سوی دیگر، سخنگوی وزارت خارجه چین در رابطه با حمله جنایتکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به مدرسه میناب در جنوب ایران گفت که پکن هرگونه حمله کورکورانه به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی را محکوم می‌کند. وی افزود: «حمله به مدارس که باعث آسیب به کودکان می‌شود، نقض بسیار جدی قوانین بین‌المللی بشردوستانه و فراتر از مرزهای اخلاقی و وجدان انسانی است.»

تبارشناسی کشتار

قتل‌عام میناب البته اولین مورد از کشتار غیرنظامیان از سوی ارتش ایالات متحده در تاریخ نیست. برای درک ماهیت کشتار میناب، باید آن را در تبارشناسی اقدامات مشابه خشونت، اشکال وحشیگری که همه با نام رمز «آوردن دموکراسی» آغاز شدند و در نهایت چیزی جز تلی از اجساد مثله‌شده باقی نگذاشتند، قرار داد: بمباران پناهگاه الامیریه در عراق در سال ۱۹۹۱، تخریب بیمارستان پزشکان بدون مرز در قندوز در سال ۲۰۱۵ و حمله هوایی مرگبار به پناهگاه پناهندگان در نزدیکی رقه سوریه، تنها چند نمونه از این موارد هستند. آمار فعلی تلفات غیرنظامیان، مانند نمونه‌های مشابه، فقط یک حادثه هشداردهنده و یک علامت گذرا نیستند؛ آنها عاملی فراگیر و بخشی از مکانیسمی هستند که کشتن را بر زندگی اولویت می‌دهد، صرف نظر از اینکه چه نامی برای آن گذاشته شود یا توجیهی برای آن وجود داشته باشد.

در چارچوب قتل‌عام میناب، غیرنظامیان ایرانی یا به‌عنوان یک تهدید بیولوژیک یا یک خطر امنیتی نیابتی طبقه‌بندی می‌شوند. اگرچه چنین برداشتی آشکارا در گفتمان رسمی غرب بیان نمی‌شود، اما می‌توان آن را به عنوان بخشی از منطق بیمارگونه آنها تفسیر کرد. جنگ نه‌تنهاابزارهای کشتار تولید می‌کند، بلکه زبان جدیدی خلق می‌کند،کلمات معنا را تغییر می‌دهند و فاصله بین واقعیت و دلالت‌های موجود افزایش می‌یابد. مرگ غیرنظامیان «خسارت جانبی» نامیده می‌شود، تخریب «عملیات دقیق» نامیده می‌شود و ترس جمعی به نام «امنیت» توجیه می‌شود. در این فرآیند، زبان دیگر حامل حقیقت نیست، بلکه خود به ابزاری برای قابل‌تحمل‌کردن خشونت تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، باید تاکید کرد که با تکامل چنین زبان ویرانگری، حساسیت اخلاقی ممکن است کاهش یابد. جوامعی که بارها در معرض گزارش‌های مرگ قرار می‌گیرند، می‌توانند به تدریج ظرفیت همدلی خود را از دست بدهند. خشونت از تکان‌دهنده بودن به عادی شدن تغییر می‌کند و این عادی شدن یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای جنگ را نشان می‌دهد.

منطق هژمون، تخریب یک مدرسه در جنوب جهانی را به‌عنوان اقدامی ناخوشایند اما ضروری برای محافظت از جهان متمدن مطرح می‌کند. در این چارچوب «بها»ی سلامت نظام جهانی حاکم، «مرگ» کودکان در میناب است. در همین زمینه، گرگوری شوپاک، استاد مطالعات رسانه در دانشگاه گوئلف کانادا در تاریخ 10مارس به اندیشکده کوئینسی گفت که بیشتر مقالاتی که در غرب درباره حملات آمریکا و اسرائیل به ایران منتشر می‌شوند، حتی اشاره‌ای به کشتار میناب نمی‌کنند. وی گفت: «تا به امروز، تنها 19درصد از مقالات و خبرهای منتشرشده در رسانه‌های مسلط به واقعه میناب پرداخته‌اند. این به آن معناست که 81درصد از این رسانه‌ها اصولا نگاه خود را از این کشتار فاجعه‌بار دور کرده‌اند.»