کمک به متکدیان، ریختن پول در جیب سودجویان؟
سیامک خرمی* قسمت شانزدهم چندی پیش شهرداری تهران بیلبوردهایی در سطح شهر نصب کرد با مضمون اینکه گداپروری را با کمکهای انسان دوستانه اشتباه نگیریم یا کمک به گدایان برابر است با ریختن پول به جیب سودجویان. خلاصه پیام این بیلبوردها این است که هر فردی که در خیابان دیدید و بهصورت غیرسازمان یافته و غیرمنتظره از شما درخواست کمک کرد مطمئن باشید که یک فرد سودجو پشتش هست و با کمک به او دارید فرد سودجو را پولدار میکنید و اصلا هم وضعیت فرد درخواستکننده مهم نیست. هدف این است که فرد سودجو بیشتر پولدار نشود و شما نیز تا میتوانید به هر فرد متکدی در خیابان مظنون و بیاعتماد باشید.
سیامک خرمی* قسمت شانزدهم چندی پیش شهرداری تهران بیلبوردهایی در سطح شهر نصب کرد با مضمون اینکه گداپروری را با کمکهای انسان دوستانه اشتباه نگیریم یا کمک به گدایان برابر است با ریختن پول به جیب سودجویان. خلاصه پیام این بیلبوردها این است که هر فردی که در خیابان دیدید و بهصورت غیرسازمان یافته و غیرمنتظره از شما درخواست کمک کرد مطمئن باشید که یک فرد سودجو پشتش هست و با کمک به او دارید فرد سودجو را پولدار میکنید و اصلا هم وضعیت فرد درخواستکننده مهم نیست. هدف این است که فرد سودجو بیشتر پولدار نشود و شما نیز تا میتوانید به هر فرد متکدی در خیابان مظنون و بیاعتماد باشید.
این پیامی است که این بیلبوردهای تبلیغاتی در ذهن من مخاطب مینشاند و بیاعتمادی و به نوعی سنگدلی را در جامعه رواج میدهد. سوال این است آیا بدین طریق افراد سودجو و سوءاستفادهگر ریشهکن میشوند؟ مسلما خیر. اگر افراد سوءاستفادهگر در جامعه وجود دارند بهدلیل فقر در جامعه و نبود برنامه برای مبارزه با آن است. کمک نکردن افراد به این متکدیان مسلما تاثیر چندانی بر افراد سودجو نخواهد گذاشت و آنها راه خود را برای درآمدزایی پیدا خواهند کرد.
اما مساله اصلی که باید حل شود، فقر است. کاش طراحان این بیلبورد حداقل ایمیلهایی را که بین مردم دست به دست میشود و توصیههایی را برای نحوه کمک به متکدیان یا کودکان خیابانی میکند دیده بودند؛ مثلا اینکه اگر نمیخواهید پول بدهید، حداقل به کودک گلفروش سر چهار راه لبخند بزنید، یا اینکه بپرسید پول را برای چه میخواهد اگر مثلا دارو میخواهد و شما وقت دارید به داروخانه بروید و دارو را برایش تهیه کنید یا اگر پول تاکسی ندارد برایش تاکسی بگیرید و خودتان پول تاکسی را حساب کنید و پیشنهاداتی دیگر. به این طریق هم خودتان آگاه هستید که پول در چه راهی مصرف میشود و هم اینکه اطمینان حاصل میکنید پول در جیب افراد سوءاستفادهگر نمیرود. امید این بود که طراحان بیلبورد پیامهای این چنین را که ترویجدهنده همدلی و همنوعدوستی در جامعه است منتقل میکردند.
اما باز هم هنوز مساله اصلی فقر است که با رفتارهای فوق نیز حل نمیشود. «مهارت» و «شغل» دو عنصری است که اکثریت گروههای کمبضاعت جامعه به دلایل مختلف از آن رنج میبرند. اگر شهرداری بودجهای برای طراحی و اجرای بیلبوردهای اینچنین داشته، مطمئنا بودجهای برای برگزاری کلاسهای کارآموزی و حمایت از تحصیل کودکان کار نیز داشته است. نیازی هم نیست خود بهطور مستقیم درگیر اجرای چنین پروژههایی شود، تنها کافی است حمایت حداقلی از سازمانهای مردمنهاد و داوطلبانی بکند که عاشقانه و متعهدانه این کمکها را به مخاطب هدف خود ارائه داده و انرژی زیادی را صرف جمعآوری کمکهای مالی مردمی میکنند. در تهران کودکان کار بسیاری هستند که محل تحصیلشان در یک ساختمان بسیار فرسوده است و هر لحظه خطر ریزش ساختمان و از دست رفتن جان این عزیزان وجود دارد. ساختمانی که با کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان میتواند بازسازی شود و همچنین تبدیل به محل امنی برای آموزش نزدیک به هزار کودک.
اما هنوز مساله فقر با این اقدامات کوچک حل نشده است. در برنامههای شهرداری تهران برنامه منسجم و بلندمدتی برای ریشهکن کردن فقر وجود ندارد. این برنامه باید با همکاری سازمانهای مردمنهاد و صد البته مشارکت مستقیم خود مردم کمبضاعت طراحی و پیادهسازی شود؛ نه آنکه یک برنامه از بالا به پایین طراحی و برای سرنوشت این گروه از جامعه از بالا تصمیمگیری شود. این برنامه هرچه باشد از ارکان اصلیاش سرمایه اجتماعی، اعتماد و حس همنوع دوستی مردمان شهر است. مردمانی که تحمل دیدن رنج همسایه، هممحلی و همشهریشان را ندارند و مشتاقانه و بدون انتظار به آنها کمک خواهند کرد؛ نه البته فقط با پول دادن بلکه با آموزش، با کمک بهکار پیدا کردن و شیوههای دیگر.
بله، واقعیت آن است که اعتماد در جامعه ما کم شده است. مدتها است اگر در بزرگراهی ببینیم یک راننده با یک گالن بنزین خالی کنار خودرویش ایستاده، به صداقتش شک میکنیم، چون خبرهای سرقت و حمله با سلاح سرد و گرم را در چنین مواقعی زیاد شنیدهایم. گویی هر فرد گالن به دستی به صورت بالقوه یک قاتل است، اما این دلیل نمیشود یک دولت محلی نیز بر کاهش این اعتماد تاکید کند. افزایش اعتماد و امنیت در شهر تهران و سایر شهرهای کشور باید در اولویت اول تمامی شهرهای کشور باشد، چه اگر این دو عنصر نباشد، سازندگی و مشارکتی از جانب مردم صورت نخواهد گرفت. افراد کمبضاعت، لزوما به خواست و آرزوی خود چنین وضعیتی ندارند و طبیعتا فشار مالی ممکن است آنها را وادار به تصمیمات نسنجیدهای در برخی موارد بکند. اما ایشان نیز هموطن ما هستند و به کمک ما احتیاج دارند. این کمک لزوما دلسوزی برای آنها و اشک ریختن و لایک کردن عکسشان در شبکه اجتماعی نیست. کمک به آنها در درجه اول حفظ کرامت ایشان و در درجه دوم دیدن و شنیدن نیاز آنها است.
در نهایت اینکه هر کدام از ما به طریقی میتوانیم به ریشهکنی فقر کمک کنیم. فقری که در جامعه ایجاد شده، یک امر ذاتی نبوده و ماحصل ناکارآمدی سیستم اقتصادی و اجتماعی است که خودمان آفریدهایم و مدیریت میکنیم. بیش از اینها باید در برابرش مسوول باشیم.
* کارشناس توسعه پایدار
(s.khorrami@gmail.com)
ارسال نظر