SME ها و فرصتهای زیست محیطی و اجتماعی
سیامک خرمی* قسمت شانزدهم در ادبیات مسوولیت اجتماعی شرکتها و نیز توسعه پایدار کسبوکار (business sustainability)، توجه چندانی به شرکتهای کوچک و متوسط (SMEها) نشده است و بیشتر بر شرکتهای عظیم و چند ملیتی تمرکز شده است تا آثار منفی آنها بر محیط زیست و جامعه کمتر شود، اما همانطور که SMEها منبع عمده نوآوری در اقتصاد هستند، این شرکتها میتوانند نقش مهمی را برای به وجود آوردن فرصتهای سبز و در نتیجه بیشینه کردن «آثار مثبت» اقتصاد خصوصی بر محیط زیست و جامعه بازی کنند.
در وضعیت کنونی کشور، روندهایی مشاهده میشود که میتواند فرصتهایی مشابه را برای این شرکتها فراهم آورند.
در وضعیت کنونی کشور، روندهایی مشاهده میشود که میتواند فرصتهایی مشابه را برای این شرکتها فراهم آورند.
سیامک خرمی* قسمت شانزدهم در ادبیات مسوولیت اجتماعی شرکتها و نیز توسعه پایدار کسبوکار (business sustainability)، توجه چندانی به شرکتهای کوچک و متوسط (SMEها) نشده است و بیشتر بر شرکتهای عظیم و چند ملیتی تمرکز شده است تا آثار منفی آنها بر محیط زیست و جامعه کمتر شود، اما همانطور که SMEها منبع عمده نوآوری در اقتصاد هستند، این شرکتها میتوانند نقش مهمی را برای به وجود آوردن فرصتهای سبز و در نتیجه بیشینه کردن «آثار مثبت» اقتصاد خصوصی بر محیط زیست و جامعه بازی کنند.
در وضعیت کنونی کشور، روندهایی مشاهده میشود که میتواند فرصتهایی مشابه را برای این شرکتها فراهم آورند. مواردی چون افزایش قیمت سوخت، ترافیک در کلانشهرها، عدم دسترسی مناطق محروم به انرژی و آب، کاهش قدرت خرید برای مایحتاج اولیه، افزایش توجه قشر پردرآمد به سلامت و تندرستی، گسترش علاقه مردم به محصولات طبیعی یا سنتی و.... فرصتهایی را برای کسبوکارهای کوچک و متوسط فراهم آورده
است.
فرصتهایی چون ارائه سرویسهای نوین حملونقل مانند اجاره وسیله نقلیه یا ride sharing، ایجاد کانالهای مناسب برای تسهیل خرید و فروش لوازم دست دوم (به دلیل گرانی لوازم دست اول)، ارائه سرویسهای الکترونیک مدرن، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در مناطق محروم با توجه به پتانسیلهای محلی، بهکارگیری مهارتهای محلی برای نوآوری در صنایع دستی سنتی و فروش آن به سبک مدرن و کمک به اشتغالزایی و توسعه اقتصاد محلی (مانند آن چه شرکت «تندرست» در تولید و فروش لباس انجام میدهد).
چالش اصلی چنین کسبوکارهایی «بازاریابی» است. اگر این کسبوکارها بتوانند اعتماد مشتریان اولیه خود را جلب کنند، به دلیل ماهیت فعالیتشان که با ارزشهای اجتماعی و زیست محیطی گره خورده به سرعت میتوانند با استفاده از بازاریابی دهان به دهان مشتریان دیگر را نیز جلب کنند.
به همین دلیل، اگر شرکتی میخواهد وارد این حوزه شده و کسب و کاری پایدار داشته باشد، باید بر جلب اعتماد ذینفعان و مشتریان تمرکز ویژهای
کند.
برای مثال ممکن است شرکتی از فرصت آلودگی هوا استفاده و ماسکهای تنفسی را به فروش برساند و اقدام خود را به عنوان حافظ سلامتی مشتریان معرفی
کند.
در فضای فعلی جامعه، این اقدام صرفا میتواند به عنوان سودجویی از آلودگی هوا و نه کمک به حفظ سلامت مشتری تلقی شود، در صورتی که اگر شرکت فروشنده در کنار فروش ماسک برنامههای بازاریابی و اطلاعرسانی جانبی را در زمینه شیوههای حفظ سلامتی در هوای آلوده، بهکارگیری درست ماسک و مانند آن به کار گیرد و نشان دهد که دغدغه اصلیاش سلامتی مشتری است، اعتماد بیشتر و در نتیجه مشتری بیشتری را جلب خواهد کرد.
به همین دلیل، ضمن آنکه چالشهای مختلف زیست محیطی و اجتماعی فرصتهای جدیدی را برای کسبوکارها فراهم میآورد، شرکتهای کوچک و متوسط نباید تمرکز بر به دست آوردن اعتماد مشتری و ذینفعان را فراموش کنند.
* کارشناس توسعه پایدار
ارسال نظر